ایده یا اجرا : کدامیک برای موفقیت مهمتر است؟

استارت آپ | 0 comments

ایده در برابر اجرا

بسیاری از ما وقتی افراد موفق را می بینیم که کاری بزرگ انجام داده اند یا ایده ای را اجرا کرده اند به خودمان می گوییم ای دل غافل من هم چنین ایده ای داشتم، در ذهن من هم بود، من هم می توانستم این کار را انجام دهم، من حتی چند سال پیش تر این ایده را در ذهن داشتم.

ایده یا اجرا : کدامیک مهم تر است؟

به عنوان مثال من از دوران کودکی علاقه بسیار زیادی به فوتبال داشتم و رویدادهای این ورزش را همواره دنبال می کردم. البته هنوز هم گاه گداری آن ها را دنبال می کنم.

در دوران راهنمایی و دبیرستان طرفدار باشگاه منچستریونایتد و تیم ملی ایتالیا بودم و از تماشای مسابقات فوتبال بسیار لذت می بردم.

وقتی وارد دانشگاه شدم و دسترسی بشتر و راحت تری به اینترنت پیدا کردم همواره به وب سایت های ورزشی و خبری داخلی و سایت های خارجی مانند گل، اسکای اسپورت، وب سایت باشگاه های اروپایی، یوفا و … سر می زدم و اخبار را می خواندم.

اگر وقت خالی در روز داشتم، کلیپ ها و ویدیوهای فوتبالی در این وب سایت ها یا یوتیوب را نیز تماشا می کردم.

کم کم این ایده به ذهنم رسید که وب سایتی با موضوع اخبار و رویدادهای ورزش فوتبال راه اندازی نمایم و برای اینکار دامنه ای ثبت نمودم که بعدا آنرا با دامنه farsfootball.ir جایگزین نمودم که هنوز هم آن را در اختیار دارم.

شاید قریب به 8 یا 9 سال این ایده را در ذهن داشتم ولی این کار را عملی نکردم.

کم کم وب سایت هایی مانند varzesh3 و … راه اندازی شدند و به غول های خبری در زمینه رویدادهای ورزشی تبدیل شدند اما هم ایده من هنوز هم تنها یک طرح ذهنی بود.

اما چرا من این ایده را عملی نکردم یا در واقع نتوانستم این ایده را عملی کنم؟

آنچه که در وهله اول به ذهنم می رسد این است که به دو دلیل عمده این کار را انجام ندادم.

اول اینکه از دانش تخصصی لازم در خصوص طراحی سایت و مدیریت یک وب سایت برخوردار نبودم و دوم اینکه از اراده کافی برای پیاده سازی عملی این ایده برخوردار نبودم و در نتیجه هیچگاه به صورت جدی آن را دنبال نکردم.

لائوتسه فیلسوف مشهور چینی گفته است: «پیمودن طولانی‌ترین راه‌ها هم از گام اول شروع می‌شود.»

شاید من هم اگر قدم یا قدم های اول برای عملی کردن این ایده را برداشته بودم، کسی چه می داند!! شاید صاحب کسب و کاری در حد و اندازه یک سایت خبری ورزشی بزرگ مانند ورزش 3 بودم.

در مقاله دیگری در این خصوص و اینکه عملا چرا من نتوانستم این ایده را پیاده سازی و عملی کنم مطالبی خواهم نوشت.

ولی هدفم از نگارش این مقاله در ابتدای مباحث مربوط به استارت آپ ها، ایده پردازی و اجرایی کردن آن ها این است که قبل از وارد شدن به آن و بررسی چگونگی ایده پردازی و طی کردن مسیر طولانی پیاده سازی عملی یگ ایده این نکته را یادآوری کنم که داشتن ایده به تنهایی کافی نیست.

تفکر غالب در خصوص کسب و کار

وقتی صحبت از موفقیت یک کسب و کار می شود همه فیس بوک، گوگل، آمازون، دیجی کالا، اسنپ و موارد مشابه آن ها را در نظر می گیرند.

تصور عامه از موفقیت یک کسب و کار، شرکت ها و سازمان هایی است که با یک ایده منحصر به فرد (unique) شروع شده و به موفقیت های بسیار بزرگ رسیده اند.

به همین جهت تفکر غالب در خصوص موفقیت یک کسب و کار شروع آن با یک ایده بسیار عالی است.

این اصل اساسی الهام بخش ده ها نسل از کارآفرینان بوده که با امید فراوان و این وعده که یک ایده خوب و در پی آن کار فراوان، تمام چیزی است که هر کس برای میلیاردر شدن به آن نیاز دارد، وارد میدان کارآفرینی شده اند.

اما متأسفانه، این سکه روی دیگری هم دارد: فقط به این دلیل که پشت همه کسب و کارهای موفق یک ایده خوب وجود داشته و دارد به این معنی نیست که ایده خوب تنها چیزی است که برای موفقیت به آن نیاز دارید.

کسب و کارهای بی شماری از ایده های بسیار عالی ایجاد شده اند اما بسیاری از آن ها به خودی خود و در مرحله رشد، بسیاری در میدان رقابت با رقبا و بسیاری دیگر هم در همان مراحل ابتدایی شکست خورده اند و از بین رفته اند. اما چرا این اتفاق رخ می دهد؟

شما باید از توانایی، جدیت و اراده کافی برای پیاده سازی و عملی ساختن آن برخوردار باشید.

اگر شما فردی با بهترین و بکرترین ایده های روی کره خاکی هم باشید اما اراده کافی برای عملی ساختن آن را نداشته باشید شما با کسی که هیچ ایده ای در ذهن ندارد و حتی به راه اندازی یک استارت آپ یا کسب و کار فکر هم نکرده و نمی کند، هیچ تفاوتی ندارید.

نهایتا حسرتی چندین ساله و تصمیماتی به نتیجه نرسیده برای شما به جا خواهد ماند که هیچگاه رنگ واقعیت به خود نگرفته است.

شاید شما فردی بسیار خلاق باشید و از هر نیاز یا مساله ای ایده ای جدید بسازید ولی در صورتی که اهل عمل نباشید نهایتا شاید در بهترین حالت چند صباحی دوستان و آشنایانتان شما را به عنوان ایده پرداز هم بشناسند (که عملا شرایط حال حاضر کشور ما محلی از اعراب ندارد).

شاید ده ها و یا صدها ایده هم در ذهن داشته باشید و در این جمع و در آن جمع در خصوص آن ها صحبت کنید اما تا آن ایده ها عملی و اجرای نشوند، ارزش چندانی ندارند.

از این بحث فعلا بگذریم اما سوال اینجاست که اگر بخواهیم این حسرت ها را به حداقل برسانیم، خودمان خالق ایده های خود باشیم و کسی باشیم که آن ایده را تبدیل به عمل می کند و آن را به صورت یک کالا یا خدمت ارایه می نماید، چه باید بکنیم؟

چطور می توانیم در زندگی عملگرا باشیم و هر روز یک گام به جلو برداریم؟ آیا این امر ممکن است؟ و اگر ممکن است چه کاری باید انجام دهیم که در سریعترین زمان ممکن و با کمترین ریسک ایده های خود را عملی سازیم؟

برای هر کار بزرگی باید یک قدم به پیش برویم و در هر قدم بر ترسهایی که ممکن است در وجود ما باشد، غلبه نماییم. برای عملی شدن این موضوع باید از ترس های خود شروع کنیم. اما این امر چگونه قابل انجام است؟

کالا یا خدمتی حاصل از ایده من به چه کسانی و در چه سطحی می خواهد ارایه گردد؟ آیا هدف من تنها محله و شهر خودم است یا اینکه هدف من کل کشور و یا حتی فراتر از آن است؟

من چه کاری می توانم برای خودم انجام دهم که دوستان، آشنایان، همسایگان و هموطنان من هم بتوانند از مزایای آن بهره مند شوند؟

ایده پردازی

برای ایده پردازی نوشتن بهترین راه حل است. نوشتن می تواند در یک دفتر یا دفترچه و یا در یک فایل برروی کامپیوتر و یا گوشی موبایل انجام گیرد. که بهتر است از دفترچه یا گوشی موبایل استفاده کنید چون می توانید همیشه آن را به همراه داشته باشید. شما بایستی همواره آمادگی این را داشته باشید که از کوچکترین فرصت ها برای ایده پردازی کمک کنید.

نیازها همواره وجود دارند یا آن ها را کشف می کنیم و یا آن ها را خلق می کنیم.

از خودتان شروع کنید و هر چیزی را که باعث ناراحتی یا رنجش شما می شود یادداشت کنید. در منزل یا محل کار در خودتان و محیط اطرافتان دقیق شوید.

زمانی را  در نظر بگیرید که با سرویس شرکت یا با اتوبوس یا هر وسیله دیگری به محل کار یا تحصیل خود می روید در این زمان ها می توانید به مسایل مختلف فکر کنید و  ایده هایی را که به ذهنتان می رسد یادداشت کنید.

حتما هر چیزی که در خصوص آن ایده به ذهنتان می رسد چه در خصوص مشکلی که ایده شما می تواند حل کند، چه نیازی که می تواند پاسخ دهد، چه خدمتی که می توان با آن ارائه داد و مسائلی از این دست را یادداشت کنید.

به جنبه های مختلف آن فکر کنید و هر چه را به نظرتان می رسد را بنویسید. حتما مطالب را با جزئیات کاملی که به ذهنتان می رسد بنویسد تا فراموش نشود.

اما چرا با جزئیات؟ واضح است! چون ممکن است الان چیزی به ذهنتان برسد که بعدا آن را به خاطر نیاورید.

اگر نوشتن توضیحات کامل در آن لحظه برایتان امکان پذیر نیست حداقل کلیدواژه هایی در خصوص موضوع یادداشت نمایید.

همین کار را وقتی که به خرید می روید یا برای انجام کاری به فروشگاه ها، شرکت ها، سازمان ها و جاهای دیگر می روید تکرار کنید.

اگر مشکل، مساله یا معضلی را مشاهده می کنید که افراد در جامعه با آن دست به گریبان هستند و از آن ناراحت یا ناراضی اند حتما آن را یادداشت کنید.

بررسی کنید که آیا ایده ای به ذهنتان می رسد که کمکی به حل آن بکند.

اگر در جایی منتظر ارایه خدمت یا چیز دیگری هستند که زیاد معطل شده اید به این فکر کنید که آیا می توانید کاری در خصوص بهبود فرآیندهای آن کسب و کار، شرکت یا سازمان انجام دهید که کار بهتر و سریعتر انجام گردد.

هر چه به ذهنتان می رسد یادداشت کنید.

 اگر برای انجام کاری به هر جایی، هر شرکتی یا سازمانی (چه در بخش صنعت، چه خدمات) و … رفتید که با شما یا مشتریان و سایر افراد برخورد ناخوشایندی صورت گرفت یا هر چیزی که سبب رنجش افراد شد را یادداشت کنید.

همچنین هر چیزی که اگر به شکل دیگری انجام می شد بهبودی در فرآیند آن صورت می گرفت و کار بهتر انجام می شد و نارضایتی کمتر می شد را یادداشت کنید.

این یادداشت کردن ها چه در ایده پردازی و رسیدن به یک ایده و چه در مراحل بعدی برای تجزیه و تحلیل و پیاده سازی و اجرای آن، ارائه به بازار و به شما کمک بسیاری خواهد کرد.

بررسی کنید که چه کاری را می توانید بهتر از دیگران انجام دهید یا چه کاری را می توانید برای دیگران انجام دهید که هم خودتان از منافع آن بهره مند شوید (مادی یا معنوی) و هم زندگی آن ها بهتر، راحت تر و باکیفیت تر شود.

تمرین:

1- یک شغل، حرفه، شرکت، سازمان یا یک صنعت یا چیزی یا کاری را که در آن تجربه دارید یا اطلاعاتی در خصوص آن دارید انتخاب کنید و هر چیزی که در آن ناخوشایند شماست و یا سبب ناراحتی شما می شود و یا بهبودی می توانید در آن ایجاد نمایید را یادداشت کنید. به جنبه های مختلف فرآیندها فکر کنید و ببینید آیا می توانید نظری یا ایده ای بدهید که بتواند آن را بهبود بخشد و یا سبب ساده تر شدن فرآیند آن شود.

2- اگر کارمند یا دارای شغل آزاد هستید به این فکر کنید که چطور می توانید کارها و وظایف خود را ساده تر و سریعتر و در عین حال با کیفیت تر انجام دهید و یا چالش هایی را که با آن روبرو هستید برطرف کنید. هر چیزی را که به ذهنتان می رسد یادداشت کنید و برای آن ها راه حل هایی ارایه دهید.

اگر شما کاری را بتوانید از دیگران بهتر انجام دهید دقیقا نقطه شروع کسب وکار شماست.

با توجه به شناختی که از خود دارید یا مهارت هایی که دارید فکر کنید که چه کاری می توانید انجام دهید که زندگی شما و دیگران را متحول نماید یا حتی به بهبود وضعیت آن کمک نماید. اگر ایده ای در این زمینه داشته باشید وقتی این ایده ها با نیاز دیگران عجین شوند فرصت های بسیار عالی کسب و کار را رقم خواهند زد.

ایده پردازی و خلاقیت

شاید شما مدتی فکر کرده اید و به بررسی نیازهای جامعه و محیط اطراف خود پرداخته اید اما به این نتیجه رسیده اید که چیزی به نظرم نمی رسد همه ایده های ممکن قبلا پیاده سازی و اجرا شده اند و چیزی نمانده که بتوان براساس آن کسب و کاری راه اندازی کرد.

اما آیا به واقع چنین است؟ راه حل آن چیست؟ و در شرایطی که به نظر می رسد همه ایده ها قبلا اجرایی شده اند چه باید کرد؟

شاید شما فکر کنید افرادی که از شما جلوتر بوده اند و یا در موقعیت بهتری قرار داشته اند زودتر از شما به ایده های مختلف فکر کرده اند و به نتیجه رسیده اند.

هر روز باید از نو شروع کنیم. چطور؟ با ایده نو، با ایده ناب. یعنی فکر کنیم آنچه که دارم ندارم، که به آن تخریب خلاقانه می گوییم. یعنی همه چیز را خراب کنیم. به خود بگوییم که من چطور می توانم انسانی باشم که خلاقیت بیشتر داشته باشم؟ چطور می توانم بیشتر خدمت رسانی نمایم؟ چطور می توانم بیشتر سود ببرم؟ چطور می توانم بیشتر سود برسانم؟ چطور می توانم بیشتر لذت ببرم؟ بیشتر آرامش داشته باشم؟

یک کارآفرین هر روز بایستی از تکنیک What else استفاده نماید و به خود بگوید: دیگه چی (What else

به عنوان مثال اگر می خواهد کاری را روزانه انجام دهد از خود بپرسد اگر آن را انجام ندهم چه؟

اگر می خواهد کار تبلیغاتی انجام دهد و روش تبلیغاتی اش جواب نمی دهد به خود بگوید چه روشی وجود دارد که جوابگوست؟ همه امروزه پیامک ارسال می کنند، تراکت پخش می کنند و … ولی این روش ها برای من جواب نمی دهد. باید با خود باز هم بگوید دیگه چی؟ من به یک روش جدید نیاز دارم ولی نمی دانم چه روشی. ایده های عجیب همواره جواب داده است حتی اگر خیلی هم عاقلانه نیست.

انسان هایی که نامشان در تاریخ مانده است کسانی هستند که ایده های عجیب نسبت به زمان یا مکان و اطراف خود را مطرح کرده اند.

همه ما ضرب المثل معروف ” خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت باش” را بارها در موقعیت های مختلف شنیده ایم

اما اگر بخواهیم در کسب و کار موفق شویم نباید همرنگ جماعت باشیم بایستی تمایز و تفاوت ایجاد کنیم. بایستی چیزی داشته باشیم که دیگران ندارند. باید خدمتی را ارایه نماییم که تمایز آن با رقبا برای مشتری جذابیت ایجاد می نماید.

باید خلاف جهت آب شنا کنیم. اگر این کار را انجام دهیم مشتری هم بهتر ما را خواهد دید.

اگر تمامی فوت و فن ایده ما در اختیار خودمان باشد و کلیت را به کسی بگوییم یا درجایی مطرح نماییم کسی نمی تواند آن را از ما بدزد یا آن را از ما بگیرد. از طرف دیگر به اشتراک گذاری ایده یک هنر است. ابتدا بایستی با مطالعه و تحقیق بررسی نمایید که چقدر ایده ناب است. یک موقع هست که من ایده ای دارم ولی به دلیل عدم اطلاع کافی از دنیای بیرون خودم در جریان نیستم که این ایده بارها اجرا شده است. اما اگر ایده بکر هم باشد برای پیاده سازی آن باز هم باید بتوانم آن را با افراد دیگر به اشتراک بگذارم. از اشتراک گذاری ایده با دیگران نترسید.

حتما شما هم این را شنیده اید که شرکتی برای جداسازی بطری های خالی در خط بسته بندی خود میلیون ها دلار خرج نمود که روشی ابداع نماید که بتواند بطری های خالی را جداسازی نماید اما بعد از چند سال کارگر جدید که وارد شرکت شد بیان کرد که اصلا نیازی به این همه هزینه نیست در کشور ما برای جداسازی این بطری ها از یک پنکه استفاده می شود و وقتی باد پنکه به بطری ها بخورد بطری خالی از پر مشخص می شود.

داستانی غیرواقعی وجود دارد که فضانوردان آمریکایی هنگام سفر به فضا متوجه شدند که هنگام استفاده از خودکار جوهر آن ها به پایین سرازیر نمی شود و نمی توانند در فضا از خودکار استفاده کنند به عبارت دیگر استفاده از جوهر درون خودکار تنها با وجود نیروی گرانش امکان پذیر است.

این داستان از یک قسمت از فیلمی به نام the West Wing ساخته سال 1999 ناشی می شود که در آن ناسا طی قراردادی دوازده میلیون دلاری با شرکت بنام مشاورین اندرسون امضا می نماید که خودکاری بسازد که در شرایط عدم وجود گرانش در فضا هم قابل استفاده باشد. در طول این یک دهه روس ها از مداد استفاده می کنند.

گاهی برای حل مشکلات به جای اینکه بیشتر هزینه صرف کرد باید بیشتر فکر کرد…

هر چند این داستان حقیقت ندارد و هر دو گروه فضانوردان روسی و آمریکایی در ابتدا از مداد برای نوشتن استفاده می کردند اما مثال خوبی برای نشان دادن تفاوت در فکر کردن می باشد.

 اما برخی مشکلات مانند پوسته پوسته شدن و از بین رفتن مدادها و همچنین قابل اشتعال بون آن ها سبب شد که ناسا پس از آتش سوزی آپولو 1 به فکر استفاده از موادی بیفتد که قابل اشتعال نباشند. همین مساله سبب شد که در سال ۱۹۶۵، شرکت فیشر پِن، نوعی خودکار اختراع نماید که با فشار گاز نیتروژن به مخزن جوهر خودکار، جوهر به نوک آن سرازیر می شد و به این ترتیب این مشکل نیز حل شد و از این خودکارها هنوز هم استفاده می شود.

جالب است بدانید که فضانوردان آپولو 11 از همین خودکارها برای تابت نگه داشتن یک سوئیچ مسلح آسیب دیده استفاده کردند و بازگشت آنها به زمین را امکان پذیر کرد.

برای رسیدن به قله جلو ما سنگ هایی هست یا شما می خواهید به قله برسید و یا نمی خواهید برسید. تکلیف را با خودتان روشن نمایید. این شرایط هست و حتی 70 درصد آن نیز غیرمنطقی است ولی هدف شما چیست؟ اگر می خواهید به قله بروید یا وجود سنگ ریزه ها، سنگ ها و سنگلاخ ها باید بتوانید به سمت قله حرکت کنید.

در همه زمان ها د رتاریخ بشر شرایط نامساعد بسیار بوده است. خکشالی، زلزله، سیل، جنگ های داخلی و جهانی، بحران ها و همه گیری های بزرگ، بحران ها و شرایط نامساعد اقتصادی، گرانی، تورم و … ولی در همین شرایط در کشورهای مختلف کارآفرینانی متولد شده اند که بسیار بسیار موفق شده اند و بعدها زندگینامه آن ها چاپ شده است و به شهرت بسیار زیادی رسیده اند. آن ها از فرصت ایجاد شده در اثر بحران، سیل، زلزله، جنگ و … استفاده درستی برده اند و تهدید را به فرصت تبدیل کرده و از طریق خدمت رسانی به جامعه به موفقیت رسیده اند.

معضلی که همواره وجود داشته است این است که جایی که دانایی بالاست توانایی پایین است و جایی که توانایی بالاست دانایی کم است. به عنوان مثال فردی دکتری دارد و هزاران ساعت آموزش دیده است دانسته های خود را می تواند برای دیگران بگوید ولی نمی تواند آن ها را به عمل تبدیل کند. ولی یک نفر تحصیلات و دانایی چندانی ندارد ولی کسب و کاری راه اندازی کرده است که 10 تا چند ده هزار نفر کارمند دارد.

گاهی اوقات وسواس زیاد به خرج دادن، حساب و کتاب بی اندازه و دو دوتا چهارتا کردن زیاد ما را از ریسک کردن و اقدام عملی باز می دارد و ما را ترسو بار می آورد. گاهی اوقات در زندگی باید دل را به دریا زد و اقدام نمود. برخی از ما انسان ها خیلی حساب کتاب می نماییم که بازنده نشویم اما این امکان ندارد و همیشه شکست ها وجود دارند. به جای تلاش برای بازنده شدن باید درس گرفتن از شکست را بیاموزیم و به قولی شکست خوردن درست را یاد بگیریم. شکستی که پلی به سوی پیروزی است.

نیازی نیست که به 100 برسید تا شروع کنید اگر به 50 هم رسیدید شروع کنید. فقط شروع کنید هر چقدر هم کوچک، فقط شروع کنید. در ادامه و در زمان و مکان مناسب خود راه، ادامه مسیر و مراحل بعدی را به شما نشان خواهد داد. اگر من می ترسم  لزومی ندارد که به تنهایی کاری را شروع کنم. فلسفه وجود هیات مدیره در شرکت ها همین است. یک نفر ایده پرداز است، یک نفر بازاریاب است، یک نفر مدیریت خوانده، یک نفر حسابداری خوانده، یک نفر مهندسی خوانده و … . هیات مدیره این مجموعه چندین عضو دارد که از چندین زاویه متفاوت ایده، جامعه، بازار، مشتری و … را می بیند.

یکی از مشکلات کشور ما این است که مثلا چندین دانشجوی همکلاسی برق یا کامپیوتر با هم شرکتی را تاسیس می نمایند در حالیکه تخصص همه آن ها مشابه است و یک شرکت علاوه بر تخصص فنی نیاز به تخصص بازاریابی، مدیریتی و … هم دارد.

مشکلی دیگری که وجود دارد این است که ما همه چیز را برای خودمان می خواهیم در صورتی که این دیدگاه، دیدگاهی اشتباه است. بلکه باید از این دیدگاه به مساله نگاه کرد که مثلا من ایده دارم، دیگری سرمایه دارد و آن فرد دیگر تخصص و … و مجموع اینهاست که سبب راه اندازی یک کسب و کار، حرکت روبه جلو وموفقیت می شود.

ما باید بتوانیم تخصص ها را تلفیق نماییم و یک کار تیمی راه اندازی نماییم.

مشکل جذب سرمایه از خانواده و دیگران

در روزگاری کشاورزی پسری داشت که نویسنده بود و همواره در کار کشاورزی به پدرش کمک می کرد. در یکی از سال ها پسر به خاطر نوشته های انتقادی اش در مخالفت با حکومت به زندان افتاد. پدر به پسر نامه نوشته که پسرم امسال به خاطر اینکه دست تنها بوده ام و تو را به عنوان کمک همراهم نداشتم نتوانستم زمین ها را شخم بزنم و مشت و کار کنم و ما شاید در سال آینده از فقر زنده نمانیم.

پسر فکر کرد که چه ایده ای بدهم که بتوانم به پدرم کمک کنم به همین جهت در جواب نامه نوشت که پدر به هیچ وجه به زمین ها دست نزنی چون من چندتا اسلحه در زمین ها مخفی کرده ام که اگر آن ها را شخم بزنی اسلحه ها بیرون خواهد آمد و تو را هم دستگیر خواهند کرد. ماموران زندان نامه را خواندند و همین نامه سبب شد که روز بعد لشکری از ماموران به زمین های کشاورز هجم ببرند و آنجا را برای پیدا کردن اسلحه ها زیرورو نمایند و بدین ترتیب زمین های کشاورز آماده کشت شد.

اصلا پدر و خانواده نباید به شما کمک کند بلکه شما باید به پدرتان کمک کنید. اگر نتوانید پدر خود به عنوان سرمایه گذار جذب نمایید چطور در کسب و کار خود می خواهید مشتری جذب نمایید.

باید به این نکته توجه نماییم که همه ما فروشنده ایم. برخی از ما کالایی را تحت عنوان بیان، دانش یا اطلاعات و … به دیگران می فروشیم و اگر نتوانیم یک نفر را راضی نماییم نخواهیم توانست جمعیت بزرگی را راضی نماییم. 

پس باید توانایی خود را بالا ببریم. انگشت را به سمت خود بگیرید نگویید که مثلا پدرم به من اعتماد نمی کند بلکه به خود بگویید که چرا من نمی توانم حتی پدر خودم را راضی کنم که سرمایه ای را در اختیار من قرار دهد. اگر پدر جوهر و هنر را در فرزند ببیند بدون شک سرمایه لازم را در اختیار فرزند قرار خواهد داد. سرمایه گذار هم همین است اگر سرمایه گذاری اطمینان حاصل نماید که شما شایستگی لازم برای سرمایه گذاری را دارید سرمایه را در اختیار شما خواهد گذاشت. اغلب سرمایه گذاران بر روی شما سرمایه گذاری می نمایند تا ایده شما. این نکته را همواره به یاد داشته باشید که اعتماد سرمایه ماندگار است.

آیا نمی دانید کسب و کار آنلاین خود را از کجا شروع نمایید؟

محبوب ترین موضوعات ما در خصوص یادگیری کسب و کار اینترنتی را دنبال نمایید.

با آموزش های اسکایرون کسب و کارتان را به سرعت رشد دهید

لوگو اسکایرون
ارسال توسط اسکایرون
لوگو اسکایرون

اسکایرون برای همه، اسکایرون راه توسعه

در صورتی که تازه کار هستید می توانید کسب و کار  خود را با اسکایرون ایجاد کنید و کسب درآمد از اینترنت را شروع نمایید و در صورتی که مدیر یک وب سایت هستید آن را با اسکایرون توسعه دهید

به ایده های خود زندگی ببخشید

مقالات مرتبط

No Results Found

The page you requested could not be found. Try refining your search, or use the navigation above to locate the post.

0 دیدگاه

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Pin It on Pinterest

Shares
Share This